صنعت ساختمان در حال ورود به دوره‌ای تازه است؛ دوره‌ای که در آن صرفاً افزایش حجم ساخت‌وساز نمی‌تواند معیار قدرت و پیشرفت یک کشور باشد. بر اساس رویکرد جدید معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست جمهوری، آینده صنعت ساختمان به توانایی کشور در ساخت سریع‌تر، هوشمندتر، کم‌مصرف‌تر، قابل‌اندازه‌گیری‌تر و کم‌کربن‌تر وابسته است.

این نگاه در حاشیه بیست‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی صنعت ساختمان تهران و در سخنان حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور، تشریح شد. رویکردی که فناوری، مقررات، سرمایه، پروژه و بازار را در یک زنجیره به یکدیگر متصل می‌کند و هدف نهایی آن تبدیل فناوری به «قابلیت ملی» است.

پارادایم جدید صنعت ساختمان چیست؟

در رویکرد جدید معاونت علمی، مفهوم قدرت از توانایی صرف برای ساخت بیشتر فراتر رفته است. یک صنعت قدرتمند باید بتواند با استفاده از فناوری، منابع را بهینه‌تر مصرف کند، سرعت ساخت را افزایش دهد، کیفیت را اندازه‌گیری و کنترل کند و اثرات زیست‌محیطی فعالیت‌های خود را کاهش دهد.

بر همین اساس، قدرت آینده صنعت ساختمان را می‌توان در چند قابلیت کلیدی خلاصه کرد: کاهش مصرف انرژی، ساخت سریع‌تر، صنعتی‌سازی، مدیریت هوشمند ساختمان، کاهش انتشار کربن و افزایش توان رقابت در بازارهای منطقه‌ای و جهانی.

این تغییر نگرش باعث می‌شود فناوری‌های ساختمانی دیگر صرفاً ابزارهایی برای افزایش بهره‌وری یک پروژه نباشند؛ بلکه بخشی از زیرساخت قدرت اقتصادی و صنعتی کشور محسوب شوند.

مبحث ۱۹؛ حرکت از عایق‌کاری به مدیریت عملکرد ساختمان

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این تغییر رویکرد، ویرایش پنجم مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان است.

در نگاه سنتی، مبحث ۱۹ بیشتر با موضوعاتی مانند عایق‌کاری دیوارها، پنجره‌ها و کاهش اتلاف حرارت شناخته می‌شد. اما رویکرد جدید، عملکرد کلی ساختمان را در حوزه انرژی مورد توجه قرار می‌دهد.

در این چارچوب، ساختمان باید بتواند از نظر مصرف انرژی رتبه‌بندی شود، مصرف واقعی آن اندازه‌گیری شود و تجهیزات آن در صورت نیاز به شکل هوشمند کنترل شوند. همچنین آثار انرژی و کربنی ساختمان باید در طول چرخه عمر مورد توجه قرار گیرد.

رده‌بندی انرژی ساختمان‌ها

در رویکرد جدید مبحث ۱۹، ساختمان‌ها بر اساس عملکرد انرژی در رده‌های A تا D قرار می‌گیرند و یکی از شاخص‌های اصلی، شدت مصرف انرژی بر حسب کیلووات‌ساعت بر مترمربع در سال است.

بر اساس نمونه‌ای که در سخنان معاون علمی رئیس‌جمهور مطرح شد، در یک ساختمان مسکونی نمونه در تهران، حرکت از رده D به B می‌تواند شدت مصرف انرژی را تقریباً نصف کند. همچنین در یک سناریوی نظری، رسیدن به رده A می‌تواند کاهش قابل‌توجه‌تری در شدت مصرف انرژی ایجاد کند.

این رویکرد نشان می‌دهد که در ساختمان آینده، «مصرف انرژی» باید از یک هزینه پنهان به یک شاخص قابل‌اندازه‌گیری عملکرد تبدیل شود.

چرا بهینه‌سازی انرژی ساختمان یک مسئله ملی است؟

اهمیت انرژی در صنعت ساختمان زمانی بیشتر مشخص می‌شود که آن را در مقیاس ملی بررسی کنیم.

طبق ارقام مطرح‌شده در این رویداد، ساختمان‌ها حدود ۴۰ درصد از مصرف نهایی انرژی کشور را به خود اختصاص می‌دهند؛ در حالی که سهم ساختمان‌ها از مصرف نهایی انرژی در جهان حدود ۳۰ درصد عنوان شده است.

اگر بتوان سهم مصرف انرژی ساختمان‌ها را به شکل نظری از حدود ۴۰ درصد به ۳۰ درصد نزدیک کرد، میزان قابل‌توجهی از انرژی کشور آزاد خواهد شد.

بر اساس محاسبات مطرح‌شده، این تغییر می‌تواند معادل حدود ۷۱۰ میلیون کیلووات‌ساعت صرفه‌جویی انرژی در روز یا حدود ۲۵۹ میلیارد کیلووات‌ساعت در سال باشد.

البته این ارقام، معادل انرژی نظری هستند و نباید مستقیماً به تعداد نیروگاه‌های مورد نیاز یا قابل حذف تعبیر شوند؛ زیرا بخشی از انرژی مصرفی ساختمان‌ها در ایران به‌صورت مستقیم از گاز تأمین می‌شود.

با این حال، پیام اصلی روشن است: بهینه‌سازی مصرف انرژی در ساختمان فقط یک موضوع فنی یا محیط‌زیستی نیست؛ بلکه یک مسئله اقتصادی و راهبردی برای کشور است.

ساختمان قابل‌اندازه‌گیری؛ پایان ساختمان کم‌مصرف روی کاغذ

یکی از مفاهیم مهم در رویکرد جدید، حرکت به سمت ساختمان «قابل‌اندازه‌گیری» است.

ممکن است یک ساختمان در مرحله طراحی، کم‌مصرف پیش‌بینی شود؛ اما عملکرد واقعی آن پس از بهره‌برداری با محاسبات اولیه تفاوت داشته باشد. به همین دلیل، تنها طراحی مناسب کافی نیست و باید بتوان عملکرد ساختمان را در زمان بهره‌برداری نیز پایش کرد.

در اینجا فناوری‌های EMS و BMS اهمیت پیدا می‌کنند.

EMS یا Energy Management System وظیفه اندازه‌گیری، تحلیل و مدیریت مصرف انرژی را بر عهده دارد. در مقابل، BMS یا Building Management System برای مدیریت و کنترل تجهیزات و سیستم‌های مختلف ساختمان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ترکیب داده‌های واقعی با سیستم‌های مدیریت ساختمان می‌تواند به مدیران کمک کند تا افزایش مصرف، عملکرد نامناسب تجهیزات یا سایر انحراف‌ها را سریع‌تر شناسایی کرده و برای اصلاح آنها اقدام کنند.

در نتیجه، ساختمان هوشمند فقط ساختمانی نیست که تجهیزات دیجیتال داشته باشد؛ بلکه ساختمانی است که داده تولید می‌کند، داده را تحلیل می‌کند و بر اساس آن تصمیم می‌گیرد.

انرژی‌های تجدیدپذیر؛ ساختمان به‌عنوان تولیدکننده انرژی

یکی دیگر از محورهای مهم رویکرد جدید، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر در ساختمان‌هاست.

در این نگاه، ساختمان آینده فقط یک مصرف‌کننده انرژی نیست. بخشی از نیاز انرژی آن می‌تواند از طریق منابع تجدیدپذیر تأمین شود.

گسترش استفاده از فناوری‌هایی مانند پنل‌های خورشیدی، در کنار مدیریت هوشمند مصرف، می‌تواند ساختمان را از یک مصرف‌کننده منفعل به یک واحد فعال در سیستم انرژی تبدیل کند.

این تغییر در کنار مدیریت مصرف، می‌تواند نقش ساختمان‌ها را در کاهش فشار بر شبکه انرژی و افزایش بهره‌وری منابع تغییر دهد.

LCA و اهمیت کربن نهفته در مصالح ساختمانی

یکی دیگر از تغییرات مهم، توجه بیشتر به مفهوم چرخه عمر ساختمان یا LCA (Life Cycle Assessment) است.

در این رویکرد، ساختمان تنها در دوره بهره‌برداری بررسی نمی‌شود. بلکه تمام مراحل زندگی آن، از استخراج مواد اولیه و تولید مصالح گرفته تا حمل‌ونقل، ساخت، تعمیر و نگهداری، بهره‌برداری، تخریب و بازیافت مورد توجه قرار می‌گیرد.

به همین دلیل، مفهوم کربن نهفته (Embodied Carbon) اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

برای مثال، ممکن است ساختمانی در زمان بهره‌برداری انرژی کمی مصرف کند، اما تولید مصالح مورد استفاده در آن با مصرف انرژی و انتشار کربن بسیار بالا همراه بوده باشد. در چنین شرایطی، ارزیابی ساختمان تنها بر اساس قبض انرژی نمی‌تواند تصویر کاملی از اثرات زیست‌محیطی آن ارائه دهد.

ساختمان سبز؛ فراتر از کاهش مصرف انرژی

در این چارچوب، مفهوم ساختمان سبز نیز معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند.

یک ساختمان سبز صرفاً ساختمانی با مصرف برق پایین نیست؛ بلکه باید در طول چرخه عمر خود، مصرف انرژی و آب، انتشار کربن و تولید پسماند را کاهش دهد و در عین حال کیفیت محیط داخلی مناسبی برای کاربران فراهم کند.

بنابراین، ساختمان سبز را می‌توان حاصل ترکیب چند رویکرد دانست:

بهره‌وری انرژی + مدیریت آب + کاهش کربن + کاهش پسماند + کیفیت محیط داخلی + اندازه‌گیری و مدیریت عملکرد

این نگاه می‌تواند مسیر توسعه صنعت ساختمان را از «ساخت بیشتر» به سمت «ساخت بهتر و پایدارتر» تغییر دهد.

BIM و دوقلوی دیجیتال؛ ساختمان صاحب حافظه می‌شود

فناوری‌های دیجیتال نیز بخش مهمی از این تحول هستند.

BIM یا مدل‌سازی اطلاعات ساختمان دیگر صرفاً یک مدل سه‌بعدی از پروژه نیست. BIM می‌تواند اطلاعات معماری، سازه، تأسیسات، مصالح، تجهیزات و سایر داده‌های مرتبط با ساختمان را در یک مدل اطلاعاتی یکپارچه کند.

اما گام بعدی، استفاده از دوقلوی دیجیتال یا Digital Twin است.

دوقلوی دیجیتال می‌تواند مدل اطلاعاتی ساختمان را به داده‌های واقعی حاصل از بهره‌برداری متصل کند. در این حالت، اطلاعات مربوط به مصرف انرژی، وضعیت تجهیزات، نگهداری و عملکرد ساختمان به‌صورت مستمر در دسترس قرار می‌گیرد.

به بیان ساده، ساختمان پس از تحویل دیگر یک دارایی بدون اطلاعات نیست؛ بلکه می‌تواند داده زنده و حافظه عملکردی داشته باشد.

این تحول فرصت‌های قابل‌توجهی برای شرکت‌های فناوری و استارتاپ‌های حوزه ساخت‌وساز ایجاد می‌کند؛ از مدیریت انرژی و نگهداری پیش‌بینانه گرفته تا پایش سازه، مدیریت تجهیزات و بهینه‌سازی عملکرد ساختمان.

نمایشگاه صنعت ساختمان؛ از نمایش محصول تا اتصال فناوری به بازار

در چنین شرایطی، نقش نمایشگاه صنعت ساختمان نیز باید تغییر کند.

یک نمایشگاه مدرن نباید تنها محلی برای نمایش مصالح، تجهیزات و محصولات ساختمانی باشد. ارزش واقعی آن زمانی ایجاد می‌شود که بتواند میان مسئله صنعت، فناوری، سرمایه، پروژه و بازار ارتباط ایجاد کند.

به بیان دیگر، مسیر مطلوب باید از یک زنجیره مشخص پیروی کند:

مسئله صنعت ← ایده ← فناوری ← سرمایه ← پروژه واقعی ← بازار ← ثروت و قدرت ملی

اگر یک فناوری پس از پایان نمایشگاه وارد پروژه واقعی نشود، مقیاس نگیرد و نتواند ارزش اقتصادی یا عملیاتی ایجاد کند، صرف نمایش آن نمی‌تواند به معنای موفقیت باشد.

نقش استارتاپ‌ها در آینده صنعت ساختمان

این تغییر پارادایم، فرصت ویژه‌ای برای استارتاپ‌های حوزه ساخت‌وساز ایجاد می‌کند.

بخش قابل‌توجهی از چالش‌های صنعت ساختمان را می‌توان با فناوری‌های جدید حل کرد؛ از کاهش مصرف انرژی و مدیریت هوشمند ساختمان گرفته تا BIM، دوقلوی دیجیتال، هوش مصنوعی، رباتیک، مصالح نوین، مدیریت پروژه، پایش سازه و کاهش کربن.

در این میان، استارتاپ‌ها می‌توانند نقش واسط میان نیاز واقعی صنعت و فناوری را ایفا کنند.

اما برای موفقیت، صرف داشتن یک فناوری کافی نیست. فناوری باید بتواند یک مسئله واقعی را حل کند، وارد پروژه شود، ارزش خود را در محیط واقعی اثبات کند و در نهایت قابلیت مقیاس‌پذیری داشته باشد.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مفهوم «قابلیت» در پارادایم قدرت‌بنیان اهمیت پیدا می‌کند.

از فناوری تا قابلیت ملی

هدف نهایی این رویکرد، صرفاً توسعه چند فناوری یا ایجاد چند شرکت دانش‌بنیان جدید نیست.

هدف، تبدیل فناوری به قابلیت پایدار و قابل تکرار در مقیاس ملی است.

در صنعت ساختمان، این قابلیت می‌تواند شامل توانایی کاهش مصرف انرژی، ساخت سریع‌تر، صنعتی‌سازی، مدیریت هوشمند ساختمان، کاهش انتشار کربن و رقابت در بازارهای بین‌المللی باشد.

بنابراین، آینده صنعت ساختمان را نمی‌توان فقط با تعداد پروژه‌های ساخته‌شده یا تعداد شرکت‌های فعال سنجید. شاخص مهم‌تر این است که این صنعت تا چه اندازه توانسته است هوشمندتر، بهره‌ورتر، پایدارتر و رقابت‌پذیرتر شود.

نمایشگاه صنعت ساختمان در مسیر یک سکوی فناوری

بیست‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی صنعت ساختمان از ۲۷ تا ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵ در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برگزار می‌شود و شرکت‌ها و فعالان حوزه ساختمان، مصالح، تجهیزات و فناوری‌های مرتبط را گرد هم آورده است.

با توجه به رویکرد جدید مطرح‌شده، می‌توان انتظار داشت که نمایشگاه‌های صنعت ساختمان در آینده نقشی فراتر از معرفی محصولات ایفا کنند و به بستری برای شکل‌گیری همکاری میان شرکت‌های فناوری، سازندگان، سرمایه‌گذاران، دانشگاه‌ها و صاحبان پروژه تبدیل شوند.

در چنین مدلی، موفقیت نمایشگاه دیگر صرفاً با تعداد غرفه‌ها یا میزان بازدیدکنندگان سنجیده نمی‌شود؛ بلکه باید پرسید چه تعداد فناوری وارد پروژه واقعی شده، چه میزان انرژی و منابع صرفه‌جویی شده و چه مقدار قابلیت صنعتی و اقتصادی جدید ایجاد شده است.

جمع‌بندی

صنعت ساختمان در حال عبور از یک تغییر بنیادین است. در پارادایم جدید، قدرت دیگر صرفاً به معنای ساخت بیشتر نیست؛ بلکه به معنای توان ساخت سریع‌تر، هوشمندتر، کم‌مصرف‌تر، قابل‌اندازه‌گیری‌تر و کم‌کربن‌تر است.

مبحث ۱۹، مدیریت انرژی، انرژی‌های تجدیدپذیر، LCA، کربن نهفته، ساختمان سبز، BMS، EMS، BIM و دوقلوی دیجیتال، هر کدام بخشی از این تحول را شکل می‌دهند.

در این میان، فرصت بزرگی نیز برای فناوری‌ها و استارتاپ‌های حوزه ساخت‌وساز ایجاد شده است. آینده متعلق به راهکارهایی خواهد بود که بتوانند از یک مسئله واقعی صنعت شروع کنند، به فناوری برسند، وارد پروژه واقعی شوند و در نهایت یک قابلیت پایدار و قابل‌توسعه ایجاد کنند.

قدرت آینده صنعت ساختمان در صرف ساختن نیست؛ در توانایی ساختن بهتر است.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 85 = 93
Powered by MathCaptcha