از زمان راهاندازی ایدئالب (Idealab) توسط بیل گراس در سال ۱۹۹۶، مدل استودیوهای خطرپذیر یا Venture Studio رشد چشمگیری را تجربه کرده است. این استودیوها نشان دادهاند که در مقایسه با سایر روشهای ایجاد کسبوکارهای نوپا (Venture Building) کارآمدتر و مؤثرتر هستند و توانستهاند در میان کارآفرینان و سرمایهگذاران جایگاه ویژهای بهدست آورند.
آمارها گویای این برتری است: استودیوهای خطرپذیر با نرخ موفقیت بالاتر و نرخ خروج (Exit Rate) حدود ۳۴ درصد، عملکردی تقریباً دو برابر بهتر از شتابدهندهها (با نرخ خروج ۱۹ درصد) و چندین برابر بالاتر از استارتاپهای مستقل داشتهاند.
یک استودیو خطرپذیر دقیقاً چیست؟
به زبان ساده، «ونچر استودیو» را میتوان به «کارخانهای برای ساخت استارتاپ» تشبیه کرد. این مدل با رویکردی سیستماتیک، به شکل مستمر شرکتهای جدید ایجاد میکند؛ مشابه یک کارخانه تولیدی که به جای محصولات فیزیکی، خروجی آن استارتاپهای آماده فعالیت هستند.
در این مدل، یک شرکت یا تیم حرفهای، ایدههای مختلف کسبوکار را بررسی، بهترین آنها را انتخاب و پس از اعتبارسنجی، با استفاده از تیمهای متخصص داخلی و سرمایه اولیه، آنها را به استارتاپهای واقعی تبدیل میکند. برخلاف انکوباتورها یا شتابدهندههای سنتی که از تیمهای موجود حمایت میکنند، ونچر استودیو تیم خود را از ابتدا برای توسعه ایدهها تا راهاندازی و حتی مراحل بعدی گرد هم میآورد.
یک مثال ساده:
به جای آنکه یک کارآفرین بهتنهایی تصمیم بگیرد یک اپلیکیشن را از صفر توسعه دهد، تیم تشکیل دهد، سرمایه جذب کند و محصول را به بازار عرضه نماید، این مسیر را در کنار یک ونچر استودیو طی میکند. استودیو از ابتدا تمام زیرساختها را در اختیار دارد: تیم برنامهنویسی و ساخت محصول، بازاریابی، طراحی گرافیک، سرمایه، تجربه عملی و حتی ایدههای اولیه یا سابقه فعالیت در همان صنعت.
به بیان دیگر، به جای شروع از نقطه صفر و مواجهه با آزمون و خطاهای متعدد، کارآفرین با یک ونچر استودیو وارد شراکت میشود. نتیجه این همکاری، فرایندی ساختارمندتر، شراکتی متعادلتر و در نهایت شانس موفقیت بالاتر است.